![]() این سخن هست ز آل معصوم بین اعراب بود این مرسوم تا که یک مؤمنى از اهل عرب رود از دار فنا جانب رب چند روزى دگر از بیت عزا نرود سوى سما دود غذا گفت راوى که پس از مرگ رسول درعزاخانه زهراى بتول دیدهام دید به کاشانه او دود بالا رود از خانه او در تعجب بشدم از چه سبب شده در خانه او ترک ادب بدویدم به سوى اهل عزا که بپرسم سبب طبخ غذا ناگهان چشم من از دور بدید طعم آن دود غذا را بچشید راه آن کوچه که مسدود شده خانه وحى پر از دود شده آتش از بس که برافروخته بود در و دیوار همه سوخته بود آنچه دیدم به ظهور و به شهود فاطمه بود در آن آتش و دود هاتفى گفت على خانه نشست پهلوى فاطمه از دربشکست بهر مظلومى زهراى عزیز اشک اى دیده آرام بریز "به امید ظهور که صد البته نزدیکست" :: بازدید از این مطلب : 851 |
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
دیروز از هرچه بود گذشتیم امروز از هرچه بودیم گذشتیم. آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز. دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود . جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بو می دهد. آنجا درب اتاقمان می نوشتیم:یا حسین فرماندهی از آن توست. الان می نویسیم: بدون هماهنگی وارد نشوید. الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم. بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم. آزادمان کن تا اسیر نگردیم.........
:: بازدید از این مطلب : 762 |
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
اگربخواهید دشمنان خود را خوار کنید، به دوستان خویش نیکی نمایید. -
باید این درس را نیک آموخت که خوشی و سعادت انسان به رنج و زحمتی که در تحصیل آن به کار برده است، بستگی و ارتباط دارد. -
کار و مرارت، چاشنی خوشبختی است. -
برماست که با تمام جهد و قوا، اسباب بزرگی و مردانگی را آماده و حفظ کنیم تا آسودگی خاطر که بهترین و گرامیترین نعمتهاست، به دست آید و از غم و محنتهای سخت، در امان باشیم. -
جهانگیری کار عظیمی است اما جهانداری کاری بس عظیمتر است. به چنگ آوردن امپراتوری در اثر جسارت و جنگآوری است اما حفاظت آن بدون حزم و درایت و مراقبت پیوسته محال است. -
به عقیده من، زمامدار باید بر دیگر افراد از این جهت امتیاز و برتری داشته باشد که نه فقط از زندگی سهل و آسان روگردان، بلکه عاقبتاندیش و با تدبیر و پرکار باشد.
:: بازدید از این مطلب : 808 |
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید دلال است :: بازدید از این مطلب : 781 |
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
رزمی کاران لرستانی برای سومین سال متوالی قهرمان کشور شدند
خرم آباد - خبرگزاری مهر: رزمی کاران سبک پاهویوت استان لرستان برای سومین سال متوالی به مقام قهرمانی کشور رسیدند.
به گزارش خبرنگار مهر، در این رقابت ها که به میزبانی شهرستان اراک برگزار شد در مجموع تیمی، لرستان در رده های مختلف سنی و با کسب 20 مدال طلا، 10نقره و 15 مدال برنزبه مقام قهرمانی رسید. پس از لرستان تیم های کردستان و مرکزی به ترتیب در مکان های دوم و سوم قرار گرفتند. در این رقابت ها احمد صفربیرانوند، علی آریایی، محمد گودرزی، هومن میرسالاری، محمدرضاطاهری، محمد نیازی، علی منصوری، علیرضا میرسالاری، محسن بازگیر، محمد احمدی، فهیم قاسمی، احسان جوکار، سینا رضی پور، وحید مرادپور، حسن افروغ، امیر منجزی، امیررضا مردانی، رحیم زینتی، یوسف فلاح و مراد رحیمی برای لرستان مدال طلا کسب کردند. همچنین امیر قاسمی گله دار، امیرحسین حاتمی، امیرحسین نگهداری، محمدرضا امرایی، امیر فلاح، حامد سعیدی، مجید فتحی، شهریار شاکرمی، مهدی فعله گری و رضاآزادی مدال نقره به دست آوردند. امیر محمد احمدیان، ابراهیم پاکدل، امین سلیمانی، محمدرضا سگوند، پیام عقیلی، امیررضا شرفی، پژمان بهنیا، سبحان چراغی، علی بابایی، ایلیا احمدی، رضا بیرانوند، ناصر ناصریان، کاظم پاپی، محمد مهدی جعفری و رضا بیرانوند نیز صاحب گردن آویز برنز شدند. بنابر این گزارش هدایت تیم لرستان را در این مسابقات محمدتقی زمانی بر عهده داشت. :: بازدید از این مطلب : 1934 |
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
پرچم زمان کوروش کبیر 559 سال پیش از میلاد
:: بازدید از این مطلب : 1359 |
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند. تا به حال واسه چند نفر پل ساختیم؟!!! بین خودمون و چند نفر از عزیزامون حصار کشیدم؟!!!؟ :: بازدید از این مطلب : 728 |
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نامت چه بود؟
آدم فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت محل تولد؟ بهشت پاك اینك محل سكونت؟
زمین خاك آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا شغلت ؟
در كار كشت امیدم شاكی تو ؟
خدا نام وكیل ؟
آن هم خدا جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه تنها همین ؟
همین !!!!
حكمت؟
تبعید در زمین همدست در گناه؟
حوای آشنا ترسیده ای؟
كمی ز چه؟
كه شوم اسیر خاك آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی كه؟
گاهی فقط خدا داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی... ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟ دلتنگ گشته ای ؟
زیاد برای كه؟
تنها خدا آورده ای سند؟
بلی چه ؟
دو قطره اشك داری تو ضامنی؟
بلی چه كسی ؟
تنها كسم خدا در آ خرین دفاع؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
:: بازدید از این مطلب : 755 |
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
شراره ای بر جامه ی مرد نانوا افتاده بود. بی تاب شده بود وتقلا می کرد تا خاموشش کند. جوانمردی ازآن حوالی می گذشت، نانوا وتقلایش را دید. آهی کشیدو ایستاد وبه درد گفت: افسوس! سالهاست که آتش خودخواهی وآتش حسد وآتش ریا در دلمان افتاده است وهیچ تقلا نمی کنیم که خاموشش کنیم. این شراره، جامه مان را خواهد سوخت. آن آتش اما جانمان را می سوزاند؛ جانمان وایمانمان را.
برگرفته از کتاب "جوانمرد نام دیگر تو" :: بازدید از این مطلب : 758 |
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
دو پلک خسته و چـشم سیــــــــــاه یعنی تو
:: بازدید از این مطلب : 757 |
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
|
|